الشيخ البهائي العاملي

20

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

فصل فى ذم المتمكنين « 1 » فى المناصب الدنيويه للحظوظ الواهية الدنية « 2 » نان و حلوا چيست اى فرزانه مرد * منصب دنياست ، گرد آن مگرد گر بيالائى از او دست و دهان * روى آسايش نبينى در جهان 290 منصب دنيا نميدانى كه چيست * من بگويم با تو ، يكساعت بايست آنكه بندد از ره حق پاى مرد * آنكه سازد كوى حرمان جاى مرد آنكه نامش مايه‌ى بد نامى است * آنكه كامش سر بسر ناكامى است آنكه هر ساعت نهان از خاص و عام * كاسه‌ى زهرت فرو ريزد بكام بر سر اين زهر روزان و شبان * چند خواهى بود لرزان و طپان منصب دنياست اى نيكو نهاد * آنكه داده خرمن دينت بباد منصب دنياست اى صاحب فنون * آنكه كردت اينچنين خوار و زبون ايخوش آن مقبل كه ترك دين نكرد * كام زين حلوا و نان شيرين نكرد اى خوش آن دانا كه دنيا را بهشت * رفت همچون شاه مردان در بهشت مولوى معنوى در مثنوى * نكته‌يى گفتست هان تا بشنوى : 300 ترك دنيا گير تا سلطان شوى * ور نه گر چرخى تو سرگردان شوى زهر دارد در درون دنيا چو مار * گر چه دارد در برون نقش و نگار زهر اين مار منقش قاتل است * ميگريزد زو هر آنكس عاقل است زين سبب فرمود شاه اوليا * آن گزين اولياء و انبياء حب الدنيا رأس كل خطيئة * و ترك الدنيا رأس كل عبادة

--> ( 1 ) - نخ : المستمسكين ( 2 ) - نخ : و الغافلين عن يوم الدين و الاشارة على قول النبى صلى إله عليه و آله و حب الدنيا رأس كل خطيهء